محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
174
خلد برين ( فارسى )
شده و بيشتر از پيشتر رقم نسخ و بطلان بر احكام و اوامر شرع انور كشيده [ 36 ] به عقيدهء فاسده سالك طريق غوايت و ضلالت گرديده . بنابر اين رفع شر آن جماعت بىدين بر ذمت همت پادشاه روى زمين واجب و لازم آمده از دار السلام بغداد روى توجه به جانب حويزه كه در آن اوان دار الملك حكام مشعشع بود نهاد . و چون سلطان فياض از توجه شهريار سرافراز آگهى يافت به كام و ناكام دست از دامن عروس سلطنت كوتاه كرده جلوريز به وادى گريز شتافت و خاقان كيوان رفعت بىغائلهء تعب و مشقت به تسخير آن ولايت پرداخته يكى از امراى صاحب معدلت را حاكم آن ولايت ساخت . مقارن آن به مسامع جلال شهريار بلند اقبال رسيد كه ملك - رستم حاكم لرستان طريق بغى و طغيان پيش گرفته ظلم و ستم را شعار روزگار خود ساخته ، لاجرم فرمان قدر قدرت قضا توأم نافد گرديد كه امير نجم زرگر گيلانى و بيرام بيك قرامانى و حسين بيك لله با قرب ده هزار سوار از غازيان شير شكار به عزم گوشمال ملك رستم ، علم نصرت پرچم برافرازند و آن سركش گردنفراز را مطيع و منقاد شهريار بندهنواز سازند . امراء به موجب فرمان و الا عازم لرستان و خاقان سكندر شان متوجه دزفول و ساير ممالك خوزستان گرديدند . و چون خبر توجه شهريار هفت كشور به حكام شوشتر و دزفول رسيد ديدهء عاقبتبين بر مآل حال خود افكنده هر يك با پيشكش فراوان و تحف و هداياى بىكران متوجه آستان سلطنت آشيان شده جبين نياز بر عتبهء سدره مرتبهء شهريار سرافراز نهادند و قلاع و ديار خود را به تصرف كاركنان دولت و الا دادند . و خاقان كشور - ستان ، ايشان را منظور نظر عاطفت و احسان و مشمول نوازش بىكران فرموده از امراى عالى شان دو نفر را به حكومت دزفول و شوشتر مقرر فرمود . اما امراى عالىشان كه متوجه لرستان بودند چون بار اقامت در حدود آن ولايت گشودند و ملك رستم از قرب